مراجعه به وکیل برای خدمات حقوقی چقدر صرفه اقتصادی دارد؟

05:1726۰

تاریخ انتشار:

۱- فرهنگ وکالت چیست و چرا مورد نیاز است؟
منظور از فرهنگ وکالت در وسیع‫ترین تعریف، آگاهی بر حقوق شهروندی و مراجعه به وکیل در مسائل قضایی است. اینکه فرد چه شناختی از مفهوم «وکالت و وکیل» دارد و آیا وکیل را به عنوان همراه و یاری دهنده خود می‫شناسد یا فردی که صرفاً هزینه‫ها‫ی اقتصادی و زمانی بر او وارد می‫کند مسائلی هستند که به فرهنگ وکالت مربوط می‫شوند. نوع نگرش مردم به یک دعوای حقوقی و تصور اینکه در هر صورت – چون خود فکر می‫کنند حق با آنهاست – پیروز یک پرونده می‫شوند مسئله‫ای است که به فرهنگ وکالت مربوط است. بنابراین این فرهنگ دو بعد شناختی (ذهنی) و عینی را در‫بر‫‫می‫گیرد. یک معادله ساده که درنهایت نتیجه آن آنارشی در حوزه قضا است: فرد تصور می‫کند حق با اوست و نیاز به وکیل ندارد (نگرش منفی به وکیل و ارزیابی جسورانه – بدون داشتن آگاهی حقوقی و نوشتن دادخواست – از پیروزی خود). نتیجه نهایی اما صرفا پیامدهای فردی ندارد بلکه خود فرد، جامعه و سیستم قضایی را درگیر آنارشی می‫کند. به همین دلیل با حجم انبوهی از پرونده‫های حل نشده در نظام قضائیی روبرو هستیم بنابراین مسئله مهم و ضروری درمورد نیاز به فرهنگ وکالت، لزوم اصلاح نگرش مردم به وکیل است. اساساً نگرش مردم به وکیل به واسطه عدم شناخت کافی، منفی است و درواقع او را به عنوان کسی می‫بینند که فقط به فکر منافع شخصی و رفع احتیاجات خود است، به موکل توجه کافی نمی‫کند، هزینه‫های گزافی بر فرد تحمیل می‫کند و هیچ کاری انجام نمی‫دهد. بعد دیگر این ضعیف بودن فرهنگ وکالت، به انتظارات بی‫جا از وکیل برمی‫گردد. برخی انتظار دارند وقتی یک وکیل انتخاب می‫کنند به صورت قطعی باید پیروز شوند و معتقدند در هر صورت رای با اوست. اما واقعیت آن است که وکیل در چارچوب قانون و محذورات و مقدورات از فرد دفاع می‫کند و نتیجه و غایت برعهده مقام قضایی است. بنابراین می‫توان گفت وضعیت فرهنگ وکالت (در بعد اجتماعی و در بین افراد جامعه) در میانه دو طیف افراطی عدم شناخت و انتظار مطلق پیروزی در نوسان است.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
۲- رویکرد نظام قضایی به فرهنگ وکالت چگونه است؟
نظام قضایی به صورت کلی کمتر با رسانه ها ارتباط برقرار می کند به این معنی که بخواهد به تبلیغ مسئله‫ای بپردازد. ولی اسناد بالادستی در این زمینه بر فرهنگ وکالت تاکید کرده‫اند. علاوه بر اصل ۳۵ قانون اساسی و قوانین خاص موضوعی مرتبط – قانون آیین دادرسی کیفری، مصوب ۱۳۹۲ با نگاهی نو و دیدگاهی نوین، مناسب و موثر نسبت به حق دفاع و وکالت توجه کرده و در تلاش برای تاسی به اصول و هنجارهای حقوق بین‌الملل بشری درخصوص حقوق متهم، به طور نسبی برآمده است. ضرورت آگاهی متهم از حقوق شهروندی و حق دفاع خویش و الزام به رعایت و فراهم آوردن ساز و کارهای حقوقی و قانونی مربوطه، طبق مواد ۵ و ۶ این قانون- ‫حق دسترسی به وکیل و حق ملاقات وکیل و متهم‫، از دیگر حقوق اساسی شناخته شده در این قانون به موجب ماده ۴۸ آن است. بر این اساس؛ حق حضور وکیل و ملاقات با متهم به موجب ماده ۴۸ قانون مصوب ۱۳۹۲ به رسمیت شناخته شده است. بنابراین عملا بسترهای ترویج فرهنگ وکالت در اسناد الزام آور حقوقی ایران وجود دارد.
۳- ترویج فرهنگ وکالت چه تاثیراتی می‫تواند در جامعه داشته باشد؟
یکی از پیامدهای مهم ترویج و یا ارتقای فرهنگ وکالت می‫تواند به ترویج «مراجعه به وکیل» در هر‫گونه منازعه حقیقی و حقوقی مربوط باشد. این امر خود پیامدهای فرعی دیگری به دنبال دارد. در وهله اول به خلوت شدن دادگاه‫ها از طریق کاهش ترددها و مهم‫تر از آن کاهش پرونده‫های قضایی می‫انجامد. در مرحله بعد‫ و ماهیتا به عنوان یک امر فرهنگی، مراجعه به وکیل به یک عادت فرهنگی تبدیل می‫شود. در اینجا دیگر مسئله، پیروز شدن در یک پرونده حقوقی نیست. به عنوان یک امر تمدنی، فردِ درگیر، وظیفه دفاع از خود را به وکیل می‫سپارد. این مسئله ماهیتاً امری تمدنی است و به ارتقای فرهنگی جامعه کمک می‫کند.
پیامد مهم دیگر ترویج فرهنگ وکالت، انسجام و همبستگی اجتماعی است. باید توجه کنیم جامعه‫ای فرهنگی که امور روزمره خود را از طریق کانال‫های تعبیه شده قانونی انجام می‫دهد بیش از پیش در کنار هم قرار می‫گیرد و این امر ایمان به ساختار، باورها و هنجارهای کنشی که به جامعه انسجام می‫بخشند را افزایش می‫دهد. کاهش خشونت مسئله‫ای است که در سه بازه زمانی کوتاه، میان‫مدت و بلندمدت از ترویج چنین فرهنگی حاصل شود. جامعه ایران از جمله خشن ترین جوامع جهان است و علارغم قوانین سخت گیرانه و حتی مجازات مرگ، میزان جرائم خشن از جمله ترکیب ضرب و جرح و زورگیری و … بسیار زیاد و نگران کننده است. بسیاری از منازعات حتی در میانه جریان داشتن پرونده رخ می‫دهد. تصور کنید افراد با خیال راحت پیگیری کار خود را به وکیل بسپارند چقدر می‫تواند از میزان منازعات بعدی کاسته شود.
۴- چه راهکارهایی برای ایجاد و تعمیق چنین فرهنگی وجود دارد؟
در وهله اول ترویج و ارتقای فرهنگ وکالت نیازمند درگیرشدگی قوه قضائیه و اطلاع رسانی گسترده دارد. لازم است که این نهاد، ارتباط رسانه ای گسترده‫ای برقرار کند و توضیح دهد که پیچیدگی‫ها حقوقی قابل درک توسط افراد عادی جامعه نیستند. اینکه هر کیس و پرونده‫ای با پرونده دیگر متفاوت است و نمی‫شود با سئوالات فردی و پرسش از اقوام و نزدیکان نمی‫توان یک دادخواست ارائه کرد و وارد تشریفات قضائی شد. الان شرایط بدین ترتیب است که فرد بدون مراجعه به وکیل وارد دادگاه‫ها می‫شوند و بعد که شکست می‫خورند (حتی در مواردی که حق با آنهاست) و پرونده پیچیده می‫شود وکیل را وارد مسئله می‫کنند که این کار هزینه‫های مالی و اجتماعی برای افراد و جامعه و قوه قضائیه در‫پی دارد. بنابراین فرهنگ وکالت می‫تواند این روابط را نظم داده و بار این هزینه‫های فردی و اجتماعی را از بین ببرد.
استفاده از ظرفیت های قانون آیین دادرسی کیفری و حقوق شهروندی و ترویج این مواد به صورت گسترده می‫تواند بسیار حائز اهمیت باشد. حق دسترسی به وکیل و آگاهی متهم نسبت به حق دفاع‫، به صراحت در قانون آیین دادرسی کیفری (ماده ۵) به رسمیت شناخته شده است. همچنین می‫توان از ظرفیت‫های رسانه‫ای و آموزشی در سطوح مدارس استفاده کرد و مراجعه به وکیل به عنوان یک فرهنگ همچون بستن کمربند ایمنی یا رعایت قانون مورد آموزش قرار بگیرد.

احمد جمشیدوند پژوهشگر و دکتری حقوق عمومی

لینک کوتاه
http://eghtesadeghate.ir/?p=10364

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

فیلدهای مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند